احمد على خان وزيرى

26

جغرافياى بلوچستان ( فارسى )

ابراهيم خان مال و حيوانى از مردم آنجا غارت مىكند و گاهى جزئى تعارفى مىگيرد و چون محل آن اينجاست ، لازم شد ذكرى به طريق اجمال از آنجا بشود . عرض مىكنم ، صحرايى وسيع است از بندر گوادر تا ميناب ، در كنار دريا و اين صحرا موسوم است به دشتيارى و كوچه و جدكال . زراعت آنها ديم است . از رطوبت باران [ 91 ] زراعت مىنمايند . چون كنار درياست ، شبنم زيادست . بدل آب زراعت است . محصول آنها گندم و جو و ذرّت و ماش و لوبيا و ارزن است . آب آشاميدن خود و حيوان آنها از چهار رودخانه است . اوّل رودخانه كه موسوم به رود هيچان است . دوم رودخانه قصرقند كه موسوم به رودكور است . سوم رودخانه بنت و طوطان ، چهارم رودخانه سرباز . فاضل آب اين چهار رودخانه [ 92 ] به اين صحرا كه موسوم به جدكال و دشتيارى است ، مىآيد . در آنجا خندقى حفر كردند پانزده ذرع عمق و سى ذرع عرض و چهار فرسخ طول دارد . خود و حيوان اهل آنجا از آن مىآشامند و چند چاه آب شيرين هم در جاىهايى كه دور از خندق است دارند . عدد نفوس آنها سى هزار نفر مىشود . مرد جنگى و شجاع ندارند . بسيار جبون و كم دل مىباشند . زبان آنها مركّب از بلوچى و عربى و پارسى است . اكنون به لغتى حرف مىزنند ، [ 93 ] نه عرب مىداند نه بلوچ نه فارسى . مردمى با مكنت و ثروت مىباشند . هر خانه مالك چندين شتر و گاوميش و ماديان است . همهء خانه‌هاى آنها كنيز و غلام دارند . و زن‌هاى آنها كلّى طلا و مرواريد بر سر و گردن و دست و پا دارند . قريب سيصد نفر هستند و در آنجا دكان دارند و معامله مىنمايند . و آمد و شد و معاملات مردم آنجا بيشتر با بندر گوادر و چابهار است و اسب بسيار خوب در جدكال عمل مىآيد . ذات [ 94 ] آنها عربى است و به خوبى اسب چعب و فلّاحيه مىشود . ليكن گوش آنها از اندازه بلندتر است . اگر حاكم بلوچستان اندك كفايت و قابليّتى داشت به سهولت ممكن بود كه جدكال و كوچه و دشتيارى را تصرّف نمايد . اين عرض گه عرض شده به جهت آبادانى به خط مستقيم نيست و در همه اين عرض عرّاده مىرود .